پرنده’ کوچک
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق زندگی یعنی لطافت گم شدن در معنی عشق زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود زایش اینده را در هر خزانی دید و آزمود. سلام دوست نازنینم پیشاپیش زندگی جدید رو بهت تبریک می گم امیدوارم خوشبخت و خوشحال در کنار همسر عزیزت ایام به کامت باشه عشق یعنی یافتن بهشت در روی زمین عزیزم خوشحالم که بهشتت رو پیدا کردی و یادت باشه که همیشه توی زندگیت در گفتار اندیشه وبخشیدن مهربان باشی چون اینجوری اعتماد بصیرت و عشق رو می آفرینی. تکیه گاه محکمی باش برای نیمه گمشدت همیشه در اوج سر بلند پیروز سر افراز باشی. تو پرواز کردن را بیاموز. هر کس به اندازه فکر و عقیده اش جوان به اندازه باورش نیرومند و به قدر اندیشه اش مفید می باشد پس جوان ماندن بستگی به فکر شخص دارد سحر خواهر گلم دانشجو شدنت رو بهت تبریک می گم همیشه در اوج سر بلند سر افراز و پیروز باشی دوستت دارم خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را آفرید کودکی معصومیت پاکی عزیز خاله دوست دارم. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، هنگامی که در ارتباط با مردمی به هزارو یک شیوه تحریک می شوی به مبارزه طلبیده می شوی اغوا می شوی باز وباز دام هایی گسترده بر سر راهت را می شناسی محدودیت ها خشم شهوت احساس مالکیت حسد غم شادی همه و همه می آیند و می روند سلسله وار در رنجی و عذاب . با این همه این تنها راه است تا دریابی کیستی!!!
گفت : اگر غرور داشته باشی نه صداقت داری نه اعتماد . اگر صداقت و اعتماد داشته باشی شاید عشقت را پیدا کنی , بهت زده نگاهش کردم , دیدم که بلند شد و شروع کرد به رفتن , گفتم صبر کن , همراه با لبخند برگشت و منتظر حرفم شد , گفتم پیرمرد اگر صداقت و اعتماد داشته باشم ولی عشق را پیدا نکنم چی ؟ گفت اون وقت بدبختی ,
گفتم : اگر عشق را پیدا کنم ولی صداقت نداشته باشم چی ؟
گفت : بدبختی , چون عشقت حقیقی نیست
گفتم : اگر غرور داشته باشم چی ؟
گفت : زندگیت بیهودست چون عشق نداری پس بدبختی
گفتم : اگر هم صداقت و هم اعتماد و هم عشق را داشته باشم چی ؟
گفت : باز هم بدبختی , چون غرور را نداری .
در حالی که قدم های دور شدنش را می شمردم , آرام در خودم می اندیشیدم که معنی حرف آن پیرمرد چه بود ...

![]()
دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد وهرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.
عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرودو فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،بی انتها و مطلق.
عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.
عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.
عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.
ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.
عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.
عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ; که از جنس این عالم نیست.
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








